بررسی وضعیت شرط داوری پس از فوت یکی از طرفین نسبت به وراث

بررسی وضعیت شرط داوری پس از فوت یکی از طرفین نسبت به وراث

بررسی وضعیت شرط داوری و قرارداد داوری پس از فوت یکی از طرفین نسبت به وراث در حقوق ایران

مقدمه:
داوری به عنوان یکی از شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل اختلافات، نقش مهمی در کاهش بار پرونده‌های دادگستری و حل سریع‌تر دعاوی دارد. یکی از موضوعات مهم و چالشی در حقوق مدنی و آیین دادرسی مدنی ایران، تعیین تکلیف شرط داوری مندرج در قرارداد یا قرارداد داوری مستقل، پس از فوت یکی از طرفین پیمان و تأثیر آن بر وراث متوفی است. این مقاله به بررسی تحلیلی و مبانی فقهی و حقوقی این موضوع می‌پردازد.

بخش اول: ماهیت حقوقی قرارداد داوری و شرط داوری
مطابق ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، کلیه اشخاصی که اهلیت اقامه دعوا دارند می‌توانند منازعه و اختلاف خود را به داوری ارجاع دهند. شرط داوری ممکن است به‌صورت یک بند در قرارداد اصلی گنجانده شود یا به موجب یک توافق‌نامه مستقل صورت پذیرد.
از منظر حقوقی، این پرسش مطرح است که آیا داوری عقد جایز است یا لازم؟ پاسخ به این سؤال کلید حل مسئله است. طبق اصول کلی قراردادها، توافق بر داوری یک عقد لازم محسوب می‌شود و هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند یک‌جانبه آن را فسخ کند، مگر در مواردی که قانون مشخص کرده باشد.

بخش دوم: بررسی ماده ۴۸۱ قانون آیین دادرسی مدنی
قانون‌گذار در ماده ۴۸۱ قانون آیین دادرسی مدنی، صراحتاً به بیان موارد زوال داوری پرداخته است. بر اساس بند ۱ این ماده:
داوری در موارد زیر از بین می‌رود:
۱. با تراضی طرفین.
۲. با فوت یا جنون یکی از طرفین دعوا.

ظاهر این ماده نشان می‌دهد که با فوت یکی از طرفین، داوری به‌طور مطلق زایل می‌شود. اما در تحلیل حقوقی دقیق‌تر، میان «توافق‌نامه داوری که داور آن تعیین شده است» و «شرط داوری عام در قرارداد»، تفکیک قائل می‌شویم.

بخش سوم: وضعیت وراث نسبت به شرط داوری
وراث، قائم‌مقام عام متوفی هستند و بر اساس اصل استصحاب و ماده ۲۳۱ قانون مدنی، معاملات و تعهدات متوفی درباره آنان و قائم‌مقامشان نافذ است، مگر اینکه مباشرت شخص متوفی در قرارداد شرط شده باشد.

۱. داوری مشخص و شخص‌محور:
اگر طرفین در قرارداد، فرد خاصی را به عنوان داور انتخاب کرده باشند و شرط داوری قائم به شخص یا مبتنی بر اعتبار و اعتماد شخص متوفی به آن داور بوده باشد، با فوت یکی از طرفین، به استناد ماده ۴۸۱ قانون آیین دادرسی مدنی، داوری منفسخ شده و از بین می‌رود. در این حالت، وراث ملزم به رجوع به داور تعیین‌شده نیستند و برای حل اختلاف باید به دادگاه صالح مراجعه کنند.

۲. شرط داوری مطلق در قرارداد اصلی:
اگر در یک عقد لازم (مانند بیع یا اجاره) شرط شده باشد که اختلافات ناشی از قرارداد به داوری ارجاع شود، بدون آنکه شخص داور تعیین شده باشد یا داوری قائم به شخص متوفی باشد، در این صورت، اگرچه با فوت یکی از طرفین «جریان داوریِ مشخصِ در حال رسیدگی» متوقف یا زایل می‌شود، اما «اصل تعهد به داوری» به عنوان یک شرط ضمن عقد لازم، به وراث منتقل می‌گردد. زیرا شرط ضمن عقد لازم، تابع عقد اصلی است و تا زمانی که عقد اصلی باقی است، شرط نیز برای وراث لازم‌الوفا خواهد بود.

نتیجه‌گیری:
در حقوق موضوعه ایران و بر اساس اصول فقهی، اگرچه ظاهر ماده ۴۸۱ قانون آیین دادرسی مدنی حکم به زوال داوری با فوت یکی از طرفین داده است، اما این حکم را باید ناظر به داوری‌های تعیین‌شده و قائم به شخص دانست. در مواردی که شرط داوری به‌صورت مطلق در یک عقد لازم گنجانده شده باشد، اصل قابلیت انتقال تعهدات به وراث اقتضا می‌کند که وراث متوفی نیز متعهد به پذیرش اصل داوری جهت حل اختلافات ناشی از قرارداد مورث خود باشند، هرچند تعیین داور جدید نیازمند توافق جدید یا دخالت دادگاه خواهد بود.

رضا الهامیان

رضا الهامیان

وکیل پایه یک دادگستری

تلفن همراه: ۰۹۱۵۵۱۰۲۰۴۶
شماره پروانه: ۶۰۳۳۱